My Holy University

خرید بک لینک
به به ساناز جان چه پست پرباری! من همونطور که رضا هم گفت یه سری تو نیشابور با معصومه مرادیان و فهیمه و رضا و حسن رفتم یه مسجدی و حلیم خوردیم. خیلی چسبید. یادمه توی راه برگشت کنار خیابون برف بود و هوا بدجور سرد بود. آخرای ترم بود و همه رفته بودن خونه هاشون و فهیمه هم همون روز عصر میخواست بره. بعد تو خیابون دارایی جلوی یه جایی که چایی میدادن یه ماشین 206 وایساده بود آهنگ گذاشته بود و صدای ضبطشم تا آخر زیاد کرده بود. فکر کنم میخواست لجبازی کنه.یه بارم فکر کنم ترم 5 یا 6 با حسن و پریسا رفتیم باغرود توی اون رستورانا. همون اوایل باغرود. بعد موقع برگشتن اونجا باز حل My Holy University...

ما را در سایت My Holy University دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 23:12

دل بدین ما رو! یکی از بچه ها میگفت خیلی قضیه رو جدی گرفتیم!

!اقتدار

My Holy University...

ما را در سایت My Holy University دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:47

صفحه بندی